گُشتاسب
مهماني كه خانم هلن اين همه از آن واهمه داشت به خوبي و خوشي در حال برگزار شدن بود . همه مهمانان آمده بودند . هر طرف سالن عده اي مشغول بحث بودند . نور خيره كننده فضا از روزن پنجره ها به دل سياهي شب فرو مي رفت و تاريكي را مي شكافت . خانم ها در لباس هاي براق و زيباييشان از اين سو به آن سو مي رفتند و صداي خش خش دامن ها سمفوني جشن شبانه بود ...
ادامه مطلب

