تبليغاتX
راما

گُشتاسب

 

مهماني كه خانم هلن اين همه از آن واهمه داشت به خوبي و خوشي در حال برگزار شدن بود . همه مهمانان آمده بودند . هر طرف سالن عده اي مشغول بحث بودند . نور خيره كننده فضا از روزن پنجره ها به دل سياهي شب فرو مي رفت و تاريكي را مي شكافت . خانم ها در لباس هاي براق و زيباييشان از اين سو به آن سو مي رفتند و صداي خش خش دامن ها  سمفوني جشن شبانه بود ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 85/11/30ساعت توسط سه یار دبستانی |